تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
پرنده ای که پرواز بلد نباشه٬ به قفس میگه تقدیر


از مست نپرسید به میخانه چرا هست

ترسم که بگوید که به آن خانه خدا هست


قاضی بزند هم سر وهم دست و زبانش

بر دار بگوید که به خمخانه شفا هست


جاهل نرود در پی آن خانه ی عشّاق

زیرا پدرش گفته که در مکه صفا هست


او نیز چو آن عابد بی دین بگردد

بیچاره نداند که در آن خانه دوا هست


آن کس که کند سجده به دلدار خیالی

دیوانه نداند که در این کار خطا هست


من نیز شدم عاشق و در میکده رفتم

دیدم که بجز یار خداهست و بقا هست


از باده بنوشیدم و گفتم که رضایم

زیرا که به میخانه ی عشاّق خدا هست


┄┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄┄┄

   

❣️ مولانا

مهران محسنی ۲۱ بهمن ۹۶ ، ۲۱:۴۲ ۰ ۰ ۱۸ اشعار

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

کردم از عقل سوالی،
که مگر ایمان چیست؟
عقل بر گوش دلم گفت؛
که ایمان ادب است،
آدمیزاد اگر بی ادب است،آدم نیست،
فرق ما بین بنی آدم و حیوان،
#ادب است...!

#سعدی


نویسندگان