تـــــــــکـــســــــــــــــــرمـــــــن

پرنده ای که پرواز بلد نباشه٬ به قفس میگه تقدیر

صائب تبریزی

  • ۲۱:۰۲

مایهِ اصل و نَسَب در گردش دوران زَر است 

دائمآ خون میخورد تیغی که صاحب جوهر است


کُره اسب ، از نجابت از پس مادر رود

کُره خَر ، از خریت ، پیش پیشِ مادر است


دود اگر بالا نشیند کسرِ شأن شعله نیست

جای چشم ابرو نگیرد گرچه او بالاتر است


شصت وشاهد هردو دعوای بزرگی میکنند

پس چرا انگشت کوچک لایق انگشتر است ؟


آهن و فولاد از یک کوره می آیند برون 

آن یکی شمشیر گردد دیگری نعِلِ خر است


گر ببینی ناکسان بالا نشینند صبر کن 

روی دریا کف نشیند ، قعر دریا گوهر است ...!


┄┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄┄┄


🕴صائب تبریزی

زیبا

  • ۱۹:۳۷

قهوه های ترک

سیگارهای انگلیسی

میزهای روسی

آهنگ های فرانسوی

همه حرف مرا می فهمند  

بغض های ایرانی ام را 

کجا ترجمه کنم!

♥️♥️

سهراب سپهری

  • ۱۰:۴۸

حسِ تنهایِ درونم می‌گوید : 

تو خدا را داری ...

و خدا اول و آخر با توست ...!

و خداوند عشق است ...!

┄┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄┄┄

❣️ سهراب سپهری

مولانا

  • ۱۱:۵۳


بیا دل بَر دلِ پردرد من نِه

بیا رخ بر رخان زرد من نِه


تویی خورشید وز تو گرم عالم

یکی تابش بر آه سرد من نِه


┄┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄┄┄


❣️ مولانا

مولانا

  • ۲۱:۵۳


هوایت می زند بر سر،


دلم دیوانه می گردد


چه عطری در هوایت هست؟!


نمیـدانم نمـیدانم ...


┄┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄┄┄


❣️ مولانا ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

سهراب سپهری

  • ۲۱:۴۵


ﺧﺪﺍ ﮔﺮ ﭘﺮﺩﻩ ﺑﺮ ﺩﺍﺭﺩ ﺯ ﺭﻭی ﻛﺎﺭ آﺩﻣﻬﺎ!

ﭼﻪ ﺷﺎﺩﻳﻬﺎ ﺧﻮﺭﺩ ﺑﺮﻫﻢ...

ﭼﻪ ﺑﺎﺯﻳﻬﺎ ﺷﻮﺩ ﺭﺳﻮﺍ...

یکی ﺧﻨﺪﺩ ﺯ آﺑﺎﺩی...

یکی ﮔﺮﻳﺪ ﺯ ﺑﺮﺑﺎﺩی...

یکی ﺍﺯ ﺟﺎﻥ ﻛﻨﺪ ﺷﺎﺩی...

یکی ﺍﺯ ﺩﻝ ﻛﻨﺪ ﻏﻮﻏﺎ...

ﭼﻪ ﻛﺎﺫﺏ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﺻﺎﺩﻕ...

ﭼﻪ ﺻﺎﺩﻕ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﻛﺎﺫﺏ...

ﭼﻪ ﻋﺎﺑﺪ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﻓﺎﺳﻖ...

ﭼﻪ ﻓﺎﺳﻖ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﻋﺎﺑﺪ...

ﭼﻪ ﺯشتی ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﺭﻧﮕﻴﻦ...

ﭼﻪ تلخی ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﺷﻴﺮﻳﻦ...

ﭼﻪ ﺑﺎﻻﻫﺎ ﺭﻭﺩ پایین...


ﻋﺠﺐ ﺻﺒﺮی ﺧﺪﺍ ﺩﺍﺭﺩﻛﻪ ﭘﺮﺩﻩ ﺑﺮ ﻧﻤﻴﺪﺍﺭﺩ...


┄┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄┄┄


❣️ سهراب سپهری

علی شریعتی

  • ۲۱:۴۳


" ﮔﺎﻫﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻧﺒﺎﺷﻢ ... "

ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﯼ ﺑﺎﺷﻢ ﭘﺎ ﺭﻭﯼ ﯾﻮﻧﺠﻪ ﻫﺎ ﺑﮕﺬﺍﺭﻡ ؛

ﺍﻣﺎ ﺩﻟﯽ ﺭﺍ ﺩﻓﻦ ﻧﮑﻨﻢ ...

ﮔﺮﮔﯽ ﺑﺎﺷﻢ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺪﺭﻡ ﺍﻣﺎ ﺑﺪﺍﻧﻢ ؛

ﮐﺎﺭﻡ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺫﺍﺕ ﺍﺳﺖ، ﻧﻪ ﻫﻮﺱ ...

ﺧﻔﺎﺵ ﺑﺎﺷﻢ، ﮐﻪ ﺷﺒﻬﺎ ﮔﺮﺩﺵ ﮐﻨﻢ ﺑﺎ ﭼﺸﻤﻬﺎﯼ ﮐﻮﺭ ؛

ﺍﻣﺎ ﺧﻮﺍﺑﯽ ﺭﺍ ﭘﺮﭘﺮ ﻧﮑﻨﻢ ...

ﮐﻼﻏﯽ ﺑﺎﺷﻢ ﮐﻪ ﻗﺎﺭﻗﺎﺭ ﮐﻨﻢ ...

ﺍﻣﺎ ﭘﺮﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺭﻧﮓ ﻧﮑﻨﻢ ﻭ ﺩﻟﯽ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺩﺭﻭﻍ ﺑﺪﺳﺖ ﻧﯿﺎﻭﺭﻡ ...!


 ﭼﻪ ﻣﯿﺪﺍﻧﻢ ﺷﺎﯾﺪ ؛

ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺑﻪ ﻗﺼﺪ ﺗﻮﻫﯿﻦ ...

ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ "ﺍﻧﺴﺎﻥ" ﺧﻄﺎﺏ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ... 


┄┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄┄┄


❣️ علی شریعتی

مولوی

  • ۲۱:۴۲

از مست نپرسید به میخانه چرا هست

ترسم که بگوید که به آن خانه خدا هست


قاضی بزند هم سر وهم دست و زبانش

بر دار بگوید که به خمخانه شفا هست


جاهل نرود در پی آن خانه ی عشّاق

زیرا پدرش گفته که در مکه صفا هست


او نیز چو آن عابد بی دین بگردد

بیچاره نداند که در آن خانه دوا هست


آن کس که کند سجده به دلدار خیالی

دیوانه نداند که در این کار خطا هست


من نیز شدم عاشق و در میکده رفتم

دیدم که بجز یار خداهست و بقا هست


از باده بنوشیدم و گفتم که رضایم

زیرا که به میخانه ی عشاّق خدا هست


┄┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄┄┄

   

❣️ مولانا

این روزا ...

  • ۰۴:۵۲

این روزا حال هیچکسی خوش نیست 

   قلب ایران و مردمش پر از درده 


     یه پدر بین آوارا با دستای خالی 

دنبال دختری با عروسک صورتیش میگرده 


دیدن عکسی تموم تنم رو لرزونده 

مادری همه داراییشو بغل کرده 

کودکش دیگه تمام عمر خوابیده 

حالا چی براش مهمه،دیگه کی همدرده؟


میگن مادری تا صبح زیر اون همه آوار

   جای کمک اسم کودکش رو میبرده 


مردی که روزی کوه پشتشو نمیلرزوند 

تا آخرین نفس داشته گریه میکرده 

پدری که روزی ستون خونش بود 

آوار سقف و رو سر زن و بچه هاش دیده 


این روزا حال هیچکسی خوش نیست 

ایران و مردمش بدجوری غمگینن 

اما تسلیت،تسکین درد اون ها نیست 

کمک میخوان،با جون عزیز و آوار درگیرن


 

کردم از عقل سوالی،
که مگر ایمان چیست؟
عقل بر گوش دلم گفت؛
که ایمان ادب است،
آدمیزاد اگر بی ادب است،آدم نیست،
فرق ما بین بنی آدم و حیوان،
#ادب است...!

#سعدی
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan