تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان


۸ مطلب با موضوع «افسوس» ثبت شده است


خانواده همسر برادرش به منزلشان آمده بودند. او می گفت: چون برادر بزرگ تر بود دیر تر ازدواج کرده بود و برای رسیدگی به امور برادران و خواهرانش ناچار بود کار کند. شبی که اقوام تازه برادرش به منزل انها آمده بودند، وی برای خرید یک شانه تخم مرغ راهی شده بود تنها دارایی منزلشان ده تومان پول بود و یک راست به مغازه بقال محله که مردی خداشناس بود رفته و وقتی پول یک شانه تخم مرغ را داده بود مرد گفته بود: این نرخ روز است نه این وقت شب و در این ساعت از شب نرخش پانزده تومان است.

این دوست می گفت: تخم مرغ را زمین گذاشتم و برگشتم به طرف خانه.

می گفت در مسیر به این فکر می کردم که مردی با این خدا پرستی که همیشه صف اول نماز مسجدمان است چرا این چنین کرد؟

 ناگهان به درب مغازه قهوه خانه محله رسیدم که شخصی لاابالی و بی خیال در ظاهر بود. به سراغش رفتم و گفتم برادر به اندازه ده تومان به من تخم مرغ بده.

مرد گفت: نیمرو می خوای یا آب پز؟

 گفتم: نه برادر برای ما مهمان آمده و تمام دارایی ما همین ده تومان است. اگر می شود می برم خانه خودمان درست می کنیم. با شنیدن این حرف مرد برخاست سه دست دیزی و تمام مخلفاتش به همراه یک شانه تخم مرغ به اضافه ده نان برشته داد دست من و گفت: خیر پیش.

متعجب گفتم: برادر من پول ندارم.

مرد برفراشته گفت: کی از تو پول خواست؟ مهمان حبیب خداست و تو هم همسایه ما برو به سلامت.

روزها و سالها گذشت و او یک ریال بابت آن شب از من نگرفت. کرامت و انسانیت او همواره مرا شرمسار خود نموده است.


مهران :) ۹۷-۹-۱۳ ۱ ۶ ۴۲

مهران :) ۹۷-۹-۱۳ ۱ ۶ ۴۲


منتظر هیچکس نباش!

حتى منتظر معجزه هم نباش...

شاید با این کار راهى براى ملاقات خودت بیابى...


#ژک_در


مهران :) ۹۷-۸-۲۹ ۲ ۴ ۵۷

مهران :) ۹۷-۸-۲۹ ۲ ۴ ۵۷


می خواهم حکم کنم سرت را ببرند؛ 

چه وصیت داری؟

- هیچ

کسانت اینجا هست؛ 

پسرت را می خواهی ببینی؟

- نه

زنت را چه؟

- نه

مادرت؟

- نه

چرا؟ قلب در سینه نداری؟

گل محمد لبخندی زد.

از چه می خندی؟

گل محمد پلکها فروبست و گفت:

- از پا افتادنِ مرد،

دیدنی نیست...


 کلیدر

 محمود دولت آبادی


مهران :) ۹۷-۸-۱۰ ۷ ۶ ۱۱۴

مهران :) ۹۷-۸-۱۰ ۷ ۶ ۱۱۴



■پرسیدم ازحلال ماه:

چراقامتت خم است؟


■آهی کشیدو گفت:

که ماه محرم است!


■گفتم:که چیست محرم؟

با ناله گفت:


■ماه عزای اشرف

اولاد آدم است


فرا رسیدن ایام سوگواری

امام حسین(ع)تسلیت باد🏴



مهران :) ۹۷-۶-۲۰ ۳ ۵ ۱۱۴

مهران :) ۹۷-۶-۲۰ ۳ ۵ ۱۱۴



تظاهر به خوشبختی دردناک تر از 

تحمل بدبختی است


مهران :) ۹۷-۵-۲۴ ۱ ۲ ۹۱

مهران :) ۹۷-۵-۲۴ ۱ ۲ ۹۱


"شنگول" و "منگول" و "حبه انگور" بیشتر بهشون میخوره ترکیبات شراب باشن ...



مهران :) ۹۷-۱-۰۳ ۰ ۰ ۴۹

مهران :) ۹۷-۱-۰۳ ۰ ۰ ۴۹




دردنیای امروز

فقرآتشیست که خوبیها را میسوزاند

وثروت پرده ایست که بدیهارا میپوشاند

چه بی انصافند آنانکه یکی را #میپوشانند

 به احترام داشته هایش

و دیگری را #میسوزانند 

به جرم نداشته هایش


#تکسرمن

مهران :) ۹۶-۱۱-۲۲ ۰ ۰ ۶۸

مهران :) ۹۶-۱۱-۲۲ ۰ ۰ ۶۸



 

 ﻋﺸــــﻖ ﻫــﺎﮮ ﺍﻣــﺮﻭﺯﮮ ﯾـﻌـﻨــﮯ ،

 

 ﺩﻭﺳﺘـــ ﺩﺍﺷﺘـــﻦ ﮐـﺴــﮯ ﮐـﻪ ﻣـــﺎﻝ ﺗــﻮ ﻧـﯿـﺴـﺘــــ . . .

 ﻧــﻪ ﺍﯾﻨﮑــــﻪ ﻧﺒﺎﺷـــــﻪ . . .

 ﻫﺴـــﺖ ﻭﻟــﮯ ﻫﻤـﯿﺸــــﻪ ﺩﻧـﺒــﺎﻝ ﯾﮑــﮯ ﺑـﻬـﺘـﺮ ﺍﺯ ﺧــﻮﺩﺗـــِـﻪ . . .

 ﯾـﻌـﻨــﮯ ﺍﯾـﻨـﮑـﻪ ﺗــﻮ ﺑـﺎ ﮔـــﺮﯾـﻪ ﺍﺵ ﮔــﺮﯾـﻪ ﮐـﻨـــﮯ ﻭﻟــﮯ ﺍﻭﻥ . . .

 ﻭﻗـﺘــﮯ ﻣﺸﮑــﻞ ﺗــﻮ ﺭﻭ ﻣﮯ ﺑـﯿـﻨـــﻪ ﻣـﯿـﺸـــﮯ ﺳـــﻮﮊﻩ ﺧـﻨـﺪﻩ ﺍﻭن ﺩﻭﺳﺘـــﺎﺵ (دختر خالش). . .

 ﯾـﻌﻨــــﮯ ﺧـﻮﺩﺗــﻮ ﺯﻧـﺪﮔـــﯿـﺘﻮ ﻭﺍﺳــﻪ ﮐـﺴـــﮯ ﺣـــﺮﻭﻡ ﮐﻨـــﮯ ،

 ﮐﻪ ﻭﺍﺳــﺶ ﻫﯿـــــﭻ ﺍﺭﺯﺷـــﮯ ﻧــﺪﺍﺭﮮ . . . ﯾﻌﻨﯽ ﺗﻨـــــــﻬـــــــﺎﯾـــــﮯ . . .

 ﻋـﺸـــــﻖ ﻫـﺎﯼ ﺍﻣــﺮﻭﺯﮮ ﯾـﻌـﻨـﯽ : ﭘـــــﻮﭺ !


تکسرمن


مهران :) ۹۶-۱۱-۲۱ ۰ ۰ ۵۶

مهران :) ۹۶-۱۱-۲۱ ۰ ۰ ۵۶


جاده بهانه است
مقصود چشم توست!

مـن راهی تـــــو اَم
ای مقصد درست!


#علیرضا_آذر


نویسندگان